علی جون علی جون ، تا این لحظه: 15 سال و 26 روز سن داره

جوانمرد کوچک

علی بلا طلا عاشق بوی گل

من خیلی دوست دارم گلها رو بو کنم گلهای مصنوعی رو هم از گلدون میکشم که بو کنم آخه نمیدونم اونا بو ندارند . راستی من نشستن روی هندوانه و توپ رو هم خیلی دوست دارم . مامانم میگه  کارهای خطرناکی میکنم میرم روی مبل و خودم وپرت میکنم آخه میخوام بگم میتونم . در عکس ذیل عینک پسر خالم محمدو زدم آخه اون خیلی مهربونه همه وسایلاشو به من میده . دوستم این ترم کارشناس تربیت بدنی میشه .          ...
20 خرداد 1392

علی بلا طلا عاشق بوی گل

من خیلی دوست دارم گلها رو بو کنم گلهای مصنوعی رو هم از گلدون میکشم که بو کنم آخه نمیدونم اونا بو ندارند. راستی من نشستن روی هندوانه و توپ رو هم خیلی دوست دارم . مامانم میگه کارهای خطرناکی میکنم میرم روی مبل و خودم وپرت میکنم آخه میخوام بگم میتونم . در عکس ذیل عینک پسر خالم محمدو زدم آخه اون خیلی مهربونه همه وسایلاشو به من میده . دوستم این ترم کارشناس تربیت بدنی میشه . ...
20 خرداد 1392

عل جان و گفتن اسم مریم

سلام دوستای خوبم یک خبر خوب بهتون بدم من از شنبه ٤ خرداد ماه ، اسم خواهرمو صدا میزنم. همش پشت سرهم میگم مریم مریم . عکسی که ذیل می بینید توی خیابون نشستم که دستمو نگیرند خودم تنهایی بدوبدو کنم . ...
16 خرداد 1392

علی مرد خونه

من الان بیست ماهه ام کارای زیادی یاد گرفتم کمک مامان جونم میکنم ، بستنی و ژله زیاد دوست دارم ،  تازه آبجی مریمم به من از یک تا ده یاد داده باهم میشمریم . من پیشی رو هم دوست دارم گاهی اوقات خودم پیشی میشم و ادای پیش رو در میارم . خیلی پارکو دوست دارم مامانیم میگه دردری شدم . این جا هم پارک جنگلیه با بابام اومدم . راستی یک خبر خوش من از پانزدهم اردیبهشت دیگه مامان و بابایی رو کامل صدا میزنم همش میگم بابایی ، مامان       ...
28 ارديبهشت 1392